صب بخیر صاصا :) اونجا هوا چطوره؟ هوم؟ سرد شده؟ اومدی اینجا یا هنوز اونجایید؟ دانشگاه خوبه؟ اوکی ای با همه؟

عادت کردی به بی من بودن؟هوم؟ به نبود دستام، بغلم، حمایتم، شیرین زبونیام، انرژیم، لوندیم ... عادت کردی؟ تونستی ترکم کنی جدا؟

ای کاش میزاشتی خوشبخت باشیم صاصا ... ای کاش میزاشتی خودمونو خفه کنیم توو خوشی.

جدا دارم به این فکر میکنم که اگه یه روز برگردی چی مونده جز یه خرابه؟ خرابه ی پر از خورده ریزه های اعتماد و محبت و شادی. چی موند از همه چی؟ واقعا اینجای داستان میخوام که برگردی؟ فک نکنم ...