مغزنویس42

سلام عزیزِ دورِ گذشته❤️ سلام محمد.حتی دلم برای سلام و احوال پرسی معمولیمون تنگ شده.فک نکنم بفهمی.فک نکنم درک کنی چی میگم.عزیزِ من، امیدوارم که خوب باشی ... امیدوارم که زندگی برات راحت بگذره ‌... هر چند فک نکنم تو متقابلا بفکر اینا باشی واسه ی من.اما اهمیتی نداره ...

خوبی خوشی سلامتی؟تابستون خوب می‌گذره؟

وقت گذشتنه عزیزم ‌... وقت رها کردن ... عزیزِ بغل کردنیم، من دیگه دارم میرم واقعا.

پسرم مرسی که یه چپتر از داستان زندگیمو بودی.من با تو کانکشن خوبی داشتم.بجز اخرا که ری.دمان شد، ولی خب در کلیت روزای خوبی داشتیم نه؟

محمد چقد بزرگسالی سخته.باید بفکر هزار تا چیز باشم که براش اماده نیستم، که تو فازش نیستم، که نمیخوام درگیرشون باشم.تف به بزرگسالی محمد.تف ... . تف ب این شرایط ‌..‌‌.

دیگه باید کانال عشق و عاشقیو عوض کنیمو فکر این گ.ه هایی باشیم که مالیده شده به سر و روی زندگی ...

محمد چجور دلت تنگ من نشد؟ ینی انقد بی ارزش بودم برات؟ حتما بودم دیگه... چ میشه کرد ...

محمد تو اخرینِ من بودی.انگار دیگه ب بن بست خوردم.دیگه بعد از این هر چی که باشه اونجوری که باید نیست...

مغزنویس41

از تو چه پنهون، که اگه اینارو اینجام بریزم توو خودم دیگه هیچ جای امنی برای من باقی نمیمونه ... شرایط خوبی نیست ... واقعا نیس.ارامش روانی ندارم.در عین حال نمیتونم راجع ب شرایطم با هیچ احدی صحبت کنم ... احساس میکنم شرم اوره، که خب واقعا نیست ... شایدم از احتمال دید پر از تحقیر یا دلسوزی ادما فراری ام.از«الهی»گفتناشون، از منتظر موندن برای فرصت مناسب و تحقیر کردناشون.میخوام که از تحقیر احتمالی در اینده جلوگیری کنم، از دیده شدن کمبودام، از کم قدرت دیده شدنم، سطح پایین دیده شدنم.هر چند این چیزا اصلا ربطی به سطح نداره و مردم مزخرف این دوره و زمونه مربوط ب سطح میدوننش. آه ... دلم میخواست اونقدی داشتم که اصن به کار فکر نمیکردم، به سوپرمن بودن فک نمیکردم... درگیر سختی برای استخدام نمی‌شدم. ب وضعیت مامانینا توجه نمیکردم. من چی دلم میخواست واقعا؟ دلم میخواست فقط بگردم و خوش بگذرونم و چیزای جدیدو امتحان کنم اما کیه ک اینا رو نخواد؟کی پول مفت نمیخواد؟ کی دنبال راحت زندگی کردن نیس؟همه اینا رو می‌خوان.مگه به خواستنه؟حالا که نداری و با این واقعیت رو ب رو هستی، باید برای جایگاه اجتماعیت، طبقه ی اجتماعیت، پول تو جیبت تلاش کنی ... مجبوری... گاهی وقتا مجبوری ... دختر تو اینجوری نبودی.ب ورژن قبلیت برگرد.ب ورژن واقع بین واقعیت پذیر خودت برگرد‌.دیگم دنبال عشقای آتشین نباش چون اسیبش بیشتر از لذتشه.تا طرف مقابل عاشقت نشده تو دنبالش نباش ... نباش ...